دیوان سالاری - Bureaucracy
حکومت مبتنی بر کاغذ بازی اداری و دیوان سالاری.
اولین نویسنده ای که رسما به توضیح فلسفه بوروکراسی پرداخت ماکس وبر بود.
وی در کتاب خود می گوید که رتبه بندی افراد در یک ساختار اداری یا حکومت بر اساس ارزشهای فردی و تخصص و میزان مسئولیت پذیری بر چنین رویکردی بر اساس سفارش معرف ارجع و کارسازتر است . او اشاره می کند که جدال همیشگی بین بوروکراتها و منتصان به رای مردم هیچگاه پایان نمی گیرد زیرا منتخبان می کوشند مطالبات رای دهندگان را برآورده سازند و بوروکراتها همواره از این روند جلوگیری می کنند . محققان گفته اند که بین شعارها و انگیزه های بوروکراتهای رده بالا خواهان زندگی آرام همراه با پایبندی مقلدانه به قانون هستند حال آنکه در مورد دوم , ابزارها به خودی خود تبدیل به اهداف می شوند .
بورژوازی
این کلمه در ابتدا به ساکنان روستاها اطلاق می شد و اما در طول قرون 17 و 18 میلادی به گروه خاصی از شهر نشینان اطلاق می شد که سوداگری و سوددهی پیشه کرده و دیگران را به مزدوری خویش گمارده و صاحب ارزشهای خاص شده بودند که شامل ثروت اندوزی و صرفه جویی , کار سخت , استقامت و ویژگی اخلاقی , تقدس فامیلی و احترام به قانون و مالکیت خصوصی بود . ثروت مداری و ارزشهای دیگر بورژوازی از سوی صاحبان زمین رد می شد و مورد نفرت قرار می گرفت و صفات بورژواها همگی نفرت انگیز معرفی و تلقی می شد . مارکس این طبقه بهره کش را اساس جامعه سرمایه داری دانست که محکوم به فنا است . کمونیست ها بعدها برای شمردن و نسبت دادن صفات و ارزشهای منفی به سرایه داران غربی از پیشوندهای بورژوازی برای بسیاری از کلمات بهره جستند . اگر چه اکنون دیگر کمونیست ها امکان بهره برداری از این واژه به شکل پیشین را ندارند , اما استفاده از آن همچنان جاری است .
|