يكي از چیز هایی که مرا همیشه آزار می دهد تفکیک جنسیتی است. مخصوصا در مجامع علمی. این بار هم از آن اتفاقات آزار دهنده افتاد. آنجایی که دوباره به عنوان انسان و کسی که فکر می کند ! به رسمیت شناخته نمی شوی و هنوز هم تنها کارکردت در خانه نشستن است. بعضی وقتها واقعا نمی شود از کنار این چیزها به همین سادگی گذشت و فکری را که پشت این جور کارهاست نادیده گرفت. نوشته زیر را یکی از دوستانِ خوبم، خانم زینب حسینی نوشته است . من در این جلسات حضور نداشتم ولی بعد از شنیدن این برخورد این قدر ناراحت شدم که از ایشان خواستم که برایم از حاشیه این مراسم بنویسد. یاد این جمله پدرم می افتم که می گوید: طرز فکر مردم را نسبت به خودتان نمی توانید به همین راحتی ها عوض کنید. چیزی که قرن ها شكل گرفته نمی تواند به همین راحتی ها از بین برود. پدرم راست می گوید مخصوصا در محفل های مذهبی که همین طوری هم روند کندی در تغییر _حتی اگر مثبت باشد_ دارند. آیا من کوتاه می آیم؟ هرگز! حق مرا که نفس کشیدن و فکر کردن و زندگی کردن است، هیچ کسی نمی تواند از من سلب کند.
****
عنوان جلسه: مناظره در باب علم دينی
زمان و مکان: سه شنبه 13/6/1386 ساعت14- امفي تاتر دانشكده علوم تربيتي دانشگاه فردوسي مشهد / برگزارکنندگان: بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع)
سه شنبه حدود ساعت2 درب دانشكده بسته است چند نفر جلوي در منتظرند تا شاهد مناظره بين مصطفي ملکيان و حجت الاسلام مير باقري درباره علم ديني باشند. چند دقيقه بعد درها باز و جمعيت وارد آمفي تاتر مي شوند. شرکت کنندگان در جستجوي محل مناسبي هستند. يکي از برگزارکنندگان به دانشجويانِ دختري که تقريبا در وسط سالن مستقر شده اند رفته و به آنها مي گويد که خانمها بايد در انتهاي سالن بنشينند. بعضي جايشان را تغيير مي دهند و بعضي ديگر اهميت نمي دهند. چند دقيقه بعد با مراجعه مجدد برگزارکنندگان همه به انتهاي سالن مي روند. هنوز جلسه رسما آغاز نشده، مي توان برگزارکنندگان را از روي چفيه شان تشخيص داد. برگزار کننده ديگري که نارضايتي در چهره اش پيداست به انتهاي سالن آمده و به خانمها مي گويد: سالن به اندازه کافي جا ندارد. هنوز همه ي آقايان نيامده اند. قرار نبوده خانمها در سالن حضور داشته باشند. اصلا شما را چه کسي دعوت کرده؟ شما بايد به اتاق ديگري برويد و از طريق دوربين مدار بسته شاهد برنامه باشيد و... مقاومت دانشجويانِ متعجب و پاسخ هايي که شنيده مي شود:
- چه فرقي مي کند؟
- اگه جا نبود هرکس ديرتر مياد از دوربين مداربسته استفاده کنه. چرا ما رو بيرون مي کنين؟
- ما که هيچ جا نمي ريم.
و کسي از جايش بلند نمي شود. بالاخره جلسه آغاز مي شود. بعضي ها در گوشه و کنار سالن ايستاده اند و بعضي روي پله ها نشسته اند. به دليل تاخير در پرواز مجري مناظره به صبح فردا موکول مي شود و در آن روز هر يک از طرفين مناظره به مدت 1 ساعت به بيان آراء خود مي پردازند.
در انتهاي جلسه خبر مي رسد که برنامه ي فردا در ساعت 6:30 صبح در آمفي تاتر دانشکده ي اقتصاد برگزار مي شود و خبر ديگر که بعضي درباره آن صحبت مي کنند اين است: اگر صبح فردا خانمها قصد شرکت در برنامه را داشته باشند حق ورود به سالن را ندارند وبايد از دوربين مدار بسته استفاده کنند.
چهارشنبه حدود ساعت7
در حالي که هنوز نصف سالن آمفي تاتر خالي است دانشجويان دختر در نمازخانه دانشکده نشسته اند و از دوربين مدار بسته استفاده مي کنند. يکي از برگزارکنندگان در راهرو ايستاده و به خانم هايي که قصد ورود به جلسه را دارند اطلاع مي دهد که بايد به نمازخانه بروند. جلسه در حال آغاز است. دو تن از شرکت کنندگان در اعتراض به تفکيک جنسيتي در دانشگاه محل را ترک مي کنند. دقايقي بعد مصطفي ملکيان در ابتداي صحبتش نارضايتي خود را اعلام مي دارد . خواستار ورود همه به سالن مي شود. چند دقيقه بعد همه در سالن مستقر شده و جلسه آغاز مي شود.
پي نوشت: البته ملکيان قبلا هم در يکي از جلسات سخنراني اش که خانمها حق ورود نداشتند اعلام کرد که در اين صورت صحبت نخواهد کرد که شايد برگزار کنندگان مناظره اين را نمي دانسته اند.
پی نوشت دیگر: عنوان پستم مربوط به حدیثی است که از پیامبر است و یک روز از تلویزیون شنیدم. گفتم عنوان این نوشته در پارادایم خود برگزار کنندگان محترم باشد.
|