عنوان بالا ترجمه ی جدید خانم حمیده ی بحرینی و ویراسته ی آقای هومن پناهنده است که نشر هرمس به تازگی با قیمت 2500 تومان عرضه کرده است. کتاب کمحجم ، ترجمهی آن روان و برای کسانی که تفکر فلسفی را دوست دارند یا در سال های اولیه ی آموزش فلسفه هستند، کتابی دوست داشتنی خواهد بود. عنوان کتاب اولین سوالی که به ذهنم آورد این بود: آیا واقعاً پرسیدن مهم تر از پاسخ دادن است؟ ادعای کتاب که در مقدمه ی آن آمده؛ در واقع زیر سوال بردن آن دسته از باورهای ماست که ما آنها را واقعی تلقی می کنیم یا بر اثر زندگی روزمره آنها را به عنوان واقعیت های معمول زندگیمان قبول کرده ایم.این تفکرات مسلم برای کسی که به تفکر فلسفی روی آورده است چندان خوب نیست. بنابراین نويسندگان اين کتاب با طرح پرسشهايي دربارهي مسائل مختلف قصد دارند علاوه بر خراب کردن دیدگاه های معمول،نشان دهند که فلسفه مجموعهاي از اطلاعات نيست بلکه پرسشگري و خردورزي است و با این کار، توجه دانشجويان را به مهارتهايي جلب ميکنند که براي برخورد نقادانه با مطالبي که معمولا در دورههاي مقدماتي فلسفه مطرح ميشود مورد نياز است.
بیاییم دوباره به سوال من برگردیم. آیا واقعاً پرسیدن مهم تر از پاسخ دادن است؟ به نظر می آید که اول باید سوال کرد تا جوابی درخور یافت. اما من باور ندارم که بی جواب می شود زیست. همانطور که دکارت وقتی شک دستوری خود را مطرح کرد کمتر از آن در مورد زندگی روزمره ی خود بهره جست. چون معتقد بود با شک که نمی توان زیست. تازه من شک دارم که هر پرسشی هم، پرسشی درخور توجه باشد و ...
اما بههرحال، هر کس که می خواهد فلسفه بخواند باید همه چیز را زیر سوال ببرد و بر روی خرابه ی جوابهایش خانه ای جدید بنا کند. برای همین منظور در مراحل مقدماتی فلسفه ورزی، اتفاقاً پرسیدن به عنوان یک مهارت ، مهم تر از پاسخ دادن است!
|